العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
577
شرح كشف المراد ( فارسى )
و انگيزه داشته باشيم اراده كرده و انجام مىدهيم و اگر صارف و مانع داشته باشيم اراده نكرده و انجام نمىدهيم . و امّا اصل مطلب : به عقيده ما توبه از بعض قبائح بدون ندامت از بعض ديگر معقول است بدليل اينكه و لو همهء قبائح مشتركند در اينكه داعى بر ندامت كه همان قبح و زشتى عمل باشد در آنها وجود دارد منتهى ممكن است نسبت به برخى از زشتيها داعى بر ندامت پيدا بكند در اثر اقتران برخى قرائن زائده به آن عمل از قبيل اينكه گناه خيلى بزرگ است و يا در نزد مردم خيلى شنيع و زشت محسوب مىشود و مردم از وى متنفر مىشوند و يا جهات ديگر و لذا داعى فعلى بر ترك و ندامت از آن دارد ولى نسبت به بعض ديگر اين انگيزههاى اضافى را ندارد و لذا شايد توبه نكند پس داعى بر توبه همانا قبح فعل است منتهى گاهى همهء افعال قبيحه دواعى متساويه دارند در آنجا توبه از بعض معنا ندارد ولى گاهى برخى از افعال مقترن هستند به دواعى زائدى براى ترك آنها و لذا آنها را ترك مىكند . نظير باب افعالى كه ممكن است صد تا عمل واجب باشد ولى شخص نسبت به برخى از آنها داعى بيشترى دارد و لذا مرتكب مىشود دون بعض آخر و اينكه از على ( عليه السلام ) و اولاد آن حضرت ( عليهم السلام ) نقل شده كه توبه از بعض قبائح بدون بعض ديگر صحيح نيست بايد توجيه نموده و بر همين مطلبى كه ما ذكر كرديم حمل نمود بدليل اينكه اگر چنين توجيهى نكنيم لازم مىآيد خرق اجماع و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : در مورد كافر اگر از كفر توبه نموده و مسلمان شود ولى اهل دروغ باشد در اينجا از دو حال خارج نيست : 1 - يا توبهاش از كفر قبول مىشود . 2 - و يا نمىشود امّا دوّمى موجب خرق اجماع است .